صفحه اصلی   |   اخبار    |   امتحانات    |   آموزش    |   گالری تصاویر    |   معرفی کارکنان    |   قوانین و مقررات    |   تماس با ما    |   درباره ما    |   جستجو    |      
دوشنبه 30 مهر 1397 - 12 صفر 1440 - Mon 22 October 2018   ساعت ورود:   13:52:48
  آرشیو سوالات

 گرافیک و چاپ
 رسانه تعاملی
 فیلم و عکس
 معماری
 اداری و پایه
 مهندسی کامپیوتر
 زبان انگلیسی
 آموزش های متفرقه


  موضوعات

 گرافیک و چاپ
 رسانه تعاملی
 فیلم و عکس
 معماری
 اداری و پایه
 مهندسی کامپیوتر
 زبان انگلیسی
 آموزش های متفرقه
 مراکز بازی رایانه ای
 نمایشگاه ها
 کارگاه تخصصی
 نرم افزار
 تالیفات
 اپلیکیشن
 اخبار مرکز
 علمی - پژوهشی
 بررسی ویدیویی
 دانش


  چند رسانه ای
 

  مشاوره تلفنی
 

  پدر ومادر مواظب حرف زدنتان باشید .....(علت درس نخواندن بچه ها)
زمان انتشار: 1 ارديبهشت 1395 - 23:29:23       موضوع: دانش

پدر ومادر مواظب حرف زدنتان باشید .....(علت درس نخواندن بچه ها)

این مراحل رشدی فقط جسمی نیست بلکه شامل رشد روانی، اجتماعی و جنسی هم می شود. پس همه ما در هر دوره ای از رشد برخی خصوصیات خواهیم داشت. به عنوان نمونه کودکان تا سن ۷ تا ۸ سالگی هیجاناتشان غالب بر منطق شان است. در نتیجه در این سن قدرت تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند.
 
گاهی این غلبه هیجانات بر منطق تا سنین بالاتر، یعنی نوجوانی هم وجود دارد و تفکر جامعی از فرد انتظار نداریم. هر چه سن بالاتر می رود، رشد روانی، اجتماعی و جسمی کامل تر شده و شخص می تواند خود را با نیازهای آینده اش متناسب کند و از منطق و درک بهتری برخوردار شود. از توضیحات مختصری که ارایه شد حتما متوجه شدید که تصمیم به ترک تحصیل و اجازه بیان چنین درخواستی، کاملا غیرمنطقی است. بچه ها در این سن کاملا هیجانی تصمیم می گیرند وگاهی به خاطر دلخوری از معلم یا دعوا کردن با همکلاسی از مدرسه رفتن زده می شوند.
 
شاید از یک بچه کلاس سوم یا چهارمی خود بشنوید که از درس بدش می آید و با پرس وجوی ساده متوجه شوید که این حرفش در پی رفتار ساده معلمش یا بسیاری مسایل دیگر در مدرسه است. اینجاست که رفتار درست و آگاهانه شما به عنوان والد می تواند راهنمای او باشد. نکته مهم دیگری که متاسفانه میان مراجعان شاهد آن هستم و به طرز چشمگیری در خانواده ها شایع شده است، گپ وگفت وگوهایی است که بزرگ ترها در حالات روحی و هیجانی مختلف در حضور بچه ها انجام می دهند. شما باید دقت کنید که در حضور بچه ها چه حرفی می زنید. بچه ها را گوش هایی بسیار حساس و بزرگ ببینید که قدرت تحلیل و درک آنچه می شنوند را با همه ظرافت هایش ندارند.
 
متاسفانه پدر و مادرها حس می کنند بچه هایشان موجوداتی هستند درست مانند آنها، با همان قدرت تحلیل و درک، منتها با قامتی کوتاه تر و جثه کوچک تر! نتیجه این تلقی غلط و دید ناصحیح نسبت به بچه ها این است که در حضور آنها هر آنچه دل تنگتان می خواهد می گویید.
 
خسته و دلخور از محیط کار یا همکاران به خانه می رسید و به همسر یا بزرگ ترهای دیگر جمع می گویید: «ای بابا این همه سال درس خواندیم و شدیم مهندس، فلانی دو کلاس سواد ندارد اوضاع زندگی اش صدپله از ما بهتر است.» شما در این حالت هیجانی خاص مرغ همسایه را غاز می بینید و بدون درک و تحلیل درست از شرایط و آنهایی که مخاطبان کوچولوی شما هستند، مطالبی می گویید که نتیجه اش بی انگیزگی آنها می شود.
 
بچه ها در این سن همه چیز را غلوشده می بینند و صحبت های شما را مساوی با این می دانند که درس بد است. این روزها مقیاس سنجش همه چیز پول است. برخی از ما تحصیل کرده ها به عنوان والدین اعتبار و وجهه اجتماعی و حس خوشایند حاصل از دانایی و تسلط بر یک علم را درون خود داریم اما هرگز به زبان نمی آوریم ولی در عوض مرتب از این می گوییم که فلانی چقدر پول دارد و چه مدل ماشینی، در حالی که بی سواد یا کم سواد است.
 
دقت کنیم بچه ها چه حرف هایی از ما می شنوند. به نظر من، به عنوان یک قاعده کلی لازم است خانواده ها به بچه ها تفهیم کنند تا مقطع دیپلم باید بدون چون و چرا درس بخواند و وقتی به سن جوانی رسید (۱۸ سالگی) می تواند بر اساس علاقه و توانمندی ای که در خود می بیند به دنبال تحصیل خاص یا فن و مهارتی که به آن علاقه دارد برود، پس به غیر از گروه ناچیزی از بچه ها که به دلیل اختلالات خاص قادر به درک مفاد درسی نیستند بقیه باید درس بخوانند (این گروه باید پس از تشخیص قطعی اختلال از جانب معلم، مشاور و روان پزشک، توانمندسازی شوند و در زمینه ای که توانمند هستند تقویت شوند تا از دیگر بچه ها عقب نمانند).
 
تاکید می کنم خانواده هایی مانند خانواده پویا که بچه هایشان در سن دبستان و راهنمایی هستند به هیچ وجه مجاز نیستند که به بچه ها اجازه دهند در مورد ترک تحصیل تصمیم بگیرند. یادتان باشد مقصود ما از به مدرسه فرستادن بچه ها فقط تعلیم درس های علوم و ریاضی و تاریخ نیست. بچه های ما در مدرسه اجتماعی می شوند و مهارت های مهم زندگی را یاد می گیرند. آنها در تعامل با بچه های دیگر جرات ابراز وجود، مهارت حل مساله، مفهوم احترام به قوانین، نظم و برنامه ریزی و بسیاری مهارت های لازم دیگر برای زندگی اجتماعی را می آموزند که برای آنها ضروری است.
 
حتی اگر لازم باشد باید با قاطعیت تمام و رفتارهای محکم (البته نه با خشونت و تنبیه فیزیکی) مقابل بچه ایستاد و به او نشان داد که چنین درخواستی را به هیچ وجه مطرح نکند چون از پایه و اساس غیرمنطقی است. در این راه اگر حس می کنید برای ارایه یک رفتار منطقی، قاطع و صریح نیاز به مشاوره دارید، لازم است به اتفاق همسرتان با یک کارشناس مشاوره کنید.
 
شاید لازم باشد رفتارهای شما به عنوان پدر و مادر پویا مورد بررسی قرار گیرد. اگر از ابتدا چارچوب درستی برای تربیت یک بچه در نظر گرفته شود بروز چنین رفتارهایی یا چنین درخواست های غیرمنطقی ای بعید خواهد بود. شاید نیاز باشد در رفتارهای تان بازبینی کنید و قاطع و در عین حال منطقی عمل کنید تا او بفهمد وظیفه اش به عنوان فرزند شما درس خواندن است.





نظرات
Fazel. Zz >2 ارديبهشت 1395 - 00:27:43
عالی بود
ایمیل:    سایت:

فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

http://

نظر شما

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:



  ورود
نام کاربری:
رمز عبور:



  کانال سنتردیجیتال در تلگرام
 
 

  نماد اعتماد الکترونیکی
 

  لوگوی دیجیتال
  logo-samandehi

  تالیفات
 
نویسنده : عادل پورشمسی
 
 
نویسنده : عادل پورشمسی
 
 
نویسنده : عادل پورشمسی
 
 
نویسنده : عادل پورشمسی
 
نویسنده : رقیه راضی
 
 

 
طراح :            
شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است